theme designer :

x-themes.blogfa.com



من آن توأم ، مرا به من باز مَده

عشــق از ره تکلیــف به دل پــا نگــذارد
سیلاب نپرسد که در خانه کدام است!

"صائب تبریزی"

دوشنبه بیستم مرداد 1393 0:50 |- محمدرضا -|


صبـــر بریـــد از دلــم
عقل گریخت از سـرم
تا به کجــا کشد مــرا
مستــی بی امان تـو

"مولوی"

دوشنبه سی ام تیر 1393 6:34 |- محمدرضا -|


آن سان شده ام گم ، که به من دسترسی نیست!

"هوشنگ ابتهاج"

دوشنبه سی ام تیر 1393 6:32 |- محمدرضا -|


عشق همدست به تقدیر شد و کار مرا ساخت
برو ای عقل که کاری تو به تدبیر نکردی

"شهریار"

پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 15:41 |- محمدرضا -|


روزم چون روز دیگران می گذرد
اما شب که در می رسد,
یادها پریشانم می کنند؛
چه اضطرابی روز را به سر می برم اما...
شبانگاه, من و غم یکجا می شویم!
همانا "عشق" در قلب ما جا یافته و ثابت است!

"محمود دولت آبادی"

چهارشنبه بیستم فروردین 1393 20:55 |- محمدرضا -|


امشب از شب های تنهایی است رحمی کن بیا …

"مولوی"

چهارشنبه بیستم فروردین 1393 20:29 |- محمدرضا -|


یه ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ در ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ،
ﻭﻟﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﺎشی.
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ، ﺍﻭﺝِ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ!

لویی فردینان سلین | دسته دلقک‌ها | ترجمه استاد مهدی سحابی

سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 0:36 |- محمدرضا -|


این بهار؛
"یک اتفاق خوب" کم دارد
رخ بده!

جمعه پانزدهم فروردین 1393 22:14 |- محمدرضا -|


حرفها سه دسته اند:
دسته اول : گفتنی ها
دسته دوم : نوشتنی ها
و
دسته سوم : قورت دادنی ها
دو تای اول سبکت می کنند،
سومی سنگینت…

جمعه پانزدهم فروردین 1393 1:43 |- محمدرضا -|


جز دل تنگ مـن ای مـونـس جـــان جـای تـو نـیـست
تنگ مـپسـنـد دلـی را کـه در او جـا داری!

"شهریار"

جمعه پانزدهم فروردین 1393 1:41 |- محمدرضا -|



مصـرعی از قلب من با مصرعی از قلب تو
شاه بیتی می شود در دفتر دیوان عشق

..:: صائب تبریزی ::..


جمعه پنجم مهر 1392 15:51 |- محمدرضا -|



شبی که ، فردایش ، تویی در کار نباشد ،
باید از تک تک ِ صفحات ِ زندگی ، خط بخورد !!

|نســــــــــترن ســــــیف|


سه شنبه دوم مهر 1392 9:38 |- محمدرضا -|



چقدر تلخ است،
که بدانی بیهوده انتظار می کشی
و فقط برای اینکه باورت ته نشین نشود
باز هم منتظر بمانی
با این تعبیر معصومانه که
" مگر ممکن است ، نیاید..! "

..:: ماندانا پیرزاده ::..


سه شنبه دوم مهر 1392 9:37 |- محمدرضا -|



من تماشای تو می کردم و غافل بودم؛
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند!

..:: هوشنگ ابتهاج ::..



چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 23:22 |- محمدرضا -|



شعله های غم ، زبانه می کشد ، در دلم ...
چه کسی بعد از تو ،
آبی بر آتش ِ این دل می شود ؟!

|نســــــــــــترن ســــیف|



یکشنبه دهم شهریور 1392 22:17 |- محمدرضا -|


چیزهایی را که دوست دارم ، به خاطر بسپار ؛
شاید روزی نباشم ؛
آن موقع ، مرا در چیزهایی که دوست داشتم ، پیدا کن !

|نســــــــترن ســــــیف|

پنجشنبه هفتم شهریور 1392 14:37 |- محمدرضا -|



گاهی ،
هرچقدر هم که حرف بزنی ،
باز هم ، در آخر ،
تمام ِ آنچه گفته ای ، فقط مقدمه ای ست ،
برای حرفی که هیچ وقت ، آغازش نمی کنی !

|نســـــــترن ســــیف|

جمعه یکم شهریور 1392 22:4 |- محمدرضا -|


باور داشته باشی یا نه ؛
دنیا خالی می شود از هرگونه هوایی
هنگام ِ تنفس ،
وقتی تو نباشی !


|نســــــــــترن ســـــیف|

یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 14:25 |- محمدرضا -|


خنده ی تاریکت از پشت تلفن مرا می ترساند؛
وقتی که قرار است بیایی و اینهمه دیر می شود!

|مژگان ضحاکی|

یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 14:18 |- محمدرضا -|


برای مردم غمگین زندگی در شهر آسانتر است. در شهر شخص می تواند صد سال زندگی کند بدون آنکه متوجه شود مرده و خیلی وقت پیش تبدیل به خاک شده است!

..:: موسیقی مرگ / لئو تولستوی ::..

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 11:8 |- محمدرضا -|



لبخند تو تمام تعادل شهر را به هم میریزد
تو بخند،
من شهر را دوباره میسازم!

چهارشنبه نهم مرداد 1392 18:49 |- محمدرضا -|


اگر روزی رسد که من نبودم

تمام وصیتم به تو این است

“خوب بمان”

“از همان خوب هایی که من عاشقش بودم”

پنجشنبه سوم مرداد 1392 4:25 |- محمدرضا -|


آری!
چمدان کوچکت دیگر جای نداشت
و گرنه؛
خواب هایت را هم مى بردى!

پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 0:24 |- محمدرضا -|



ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍ ﺷﺪﻡ !
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺰﯼ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯽ
ﻣﺮﺍ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺭﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺗﻨﻬﺎ ﺗــــﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯽ
ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﭘﯿﺮﻭﺯﻡ ﮐﻦ . . .

جمعه بیست و یکم تیر 1392 23:57 |- محمدرضا -|


تو ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ

ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﯽﺗﺮﺳﻢ

ﻓﻘﻂ ﺣﻴﻒ ﺍﺳﺖ

ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺒﻴﻨﻢ !


..:: ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭفی ::..


چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 17:24 |- محمدرضا -|



کسی که دوست اش می داریم ، همه گونه حقی نسبت به ما دارد.
حتی حق اینکه دیگر دوست مان نداشته باشد!

"رومن رولان"

یکشنبه شانزدهم تیر 1392 1:53 |- محمدرضا -|



تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت،
دلتنگی ام را به باد می سپارد.

"سید علی صالحی"

جمعه هفتم تیر 1392 12:23 |- محمدرضا -|


برای نوشتن از دلتنگی که واژه و استعاره لازم نیست،

"فقط یک دل میخواهد"

که تنگ شده باشد!

همین ...

شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 1:27 |- محمدرضا -|



زندگي كردن كه به همين راحتي ها نيست جان من!
بايد باشد بهانه هايي كه نبودشان نابودت كنند...
مثل خنده هاي كسي
نگاه خاصي
صدايي
چشم هايي
تكه كلام هايي...
اصلا آدم بايد براي خودش نيمكت دو نفره اي داشته باشد!
تا عصر به عصر به ان سر بزند...
شب كه شد بايد شب بخيرهايي را بشنود...
بايد باشند كوچه ها و خيابان و پياده روهايي كه از قدم هايت خسته شده اند؛
فنجان هاي قهوه اي كه فالشان عشق باشد؛
ميزي در كافي شاپ بايد شاهد خاطرات ادم باشند؛
بايد باشند ريتم ها و موسيقي هايي كه دگرگونت كنند؛
حتي بايد بوي عطري خاص در زندگيت حس شود؛
دست خطي كه دلت را بلرزاند؛
عكسي كه اشكت را در آورد؛
بايد باشند...

پنجشنبه نهم خرداد 1392 0:5 |- محمدرضا -|



اگر بیـــایی
این خـــون ِ دل ،خــوردنـــها را
تـــلافی نمیـــکنم؛
آنقـــــدر عاشــــقت میکنـــــم
که دیــگر نتــــوانـــی
هــــرگــز بــــروی!

پنجشنبه نهم خرداد 1392 0:4 |- محمدرضا -|


ϰ-†нêmê§